پرنیان سرد
کودکی شده ام که دستش به طاقچه دلش نمی رسد.....
یه پروانه را با دستات می گیری.
من تو رو ديروز هم دوست داشتم ، معني عشق رو فهميدم (شايد نفهميدم) .. چرا چشمهام ديدن خيال عشق تو رو !!! تو حتي غم هات رو ندادي به من .. زندگي برام شده يه كوله بار سنگين .. الان بايد مواظب اين رابطه باشم خارهاي غم رو از جلو پام برداري شايد عشق به همين مي گن كه هر لحظه بي قرارم .. شب و روز يادت با منه .. شب و روز منتظرم .. شايد تو در قسمت من نيستي .. چرا هر لحظه منتظرتم .. عشق فقط اقرار كردن به عاشقي نيست .. عشق بدونه هيچ حرفي بازم عشقه .. عشق ، قرباني شدن هم هست .. عشق براي همديگه ساكت بودنم هست .. معني عشق فقط رسيدن به عشق نيست .. عشق براي خوشي ديگري ، خوشي خود رو نابود كردن هم هست.. اينم يه نوع عشقه .. چي شد اگه در كنار هم نيستيم .. عشق بدونه با هم بودن بازم عشقه .. عشق من ناز نکن / بغضمو پایون میگیره پ.ن1: نميدونم چه حکمتي تو کاره که حتي بارونم ازم فرار ميکنه همون که ميرم زيرش بند مياد اونم نميخواد واسه من بباره..... پ.ن2: از همه چي بريدم ديگه هيچ کس و هيچ چيز برام اهميت نداره حتي خودم..... پ.ن3: آغاز سفر عشق این است: "کنار گذاشتن من و هیچ شدن". از این هیچ است که همه چیز زاده می شود. * * * دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است * * * * * * * * * * * * یه شب خوب تو آسمون، یه ستاره چشمک زنون، خندید و گفت: کنارتم، تا آخرش تا پای جون، ستاره ی قشنگی بود، آروم و ناز و مهربون، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون، ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون، حالا شبا به یاد اون، زل می زنم به آسمون، دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون، تو رفتی و از خودتم، نذاشتی حتی یه نشون.. پ.ن1: پروردگارا! به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند، گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غمم را نخوردند، لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند، محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند، عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند. پ.ن2: يه سرگيجه ي مبهم دارم مگه ميشه کسي که بهترين ساعات عمرت و با اون گذروندي کسي که تمام زندگيش بودي کسي که.... يه دروغگو باشه مگه ميشه؟؟؟؟؟ کاش همه ي اينا خواب باشه کاش واقعيت نداشته باشه پ.ن3: دو روزه سر درد دارم پ.ن4:دلم مرگ ميخواد * * * * * * Every night in my dreams I see you, I feel you, That is how I know you go on Far across the distance And spaces between us You have come to show you go on Near, far, wherever you are I believe that the heart does go on Once more you open the door And you're here in my heart And my heart will go on and on Love can touch us one time And last for a lifetime And never let go till we're one Love was when I loved you One true time I hold to In my life we'll always go on Near, far, wherever you are I believe that the heart does go on Once more you open the door And you're here in my heart And my heart will go on and on You're here, there's nothing I fear, And I know that my heart will go on We'll stay forever this way You are safe in my heart And my heart will go on and on قلبم پایدار خواهد ماند. ( سلین دیون 1998) هر شب در رؤیاهایم تو را می بینم و حست می کنم اینگونه می دانم پایدارهستی در فراسوی فاصلهء میان ما تو آمده ای تا نشان دهی که پایدار خواهی بود نزدیک یا دور، هر جا که باشی ایمان دارم که این قلب پایدار است یک بار دیگراین درچه را بگشا خواهی دید که در قلبم هستی، و با بودنت قلبم پابرجا خواهد ماند لطافت عشق تنها یک بار می تواند مارا لمس کند و تا همیشه ادامه یابد و این عشق هرگز تا لحظهء مرگمان رهایمان نخواهد کرد عشق لحظه ای معنا یافت که من به تو عشق ورزیدم زمانی ناب،همان لحظه ای که با همهء وجودم نگهش داشتم و با این عشق است که زندگی من همواره پایدار خواهد ماند نزدیک یا دور، هر جا که باشی یقین دارم که این قلب پایدار است یک بار دیگراین درچه را بگشا خواهی دید که در قلبم هستی، و با بودنت قلبم پابرجا خواهد ماند تو اینجایی و با حضورت در کنارم، از هیچ چیز نخواهم ترسید و می دانم که این قلب پایدار خواهد بود تا همیشه، این راه را ادامه خواهیم داد تا در قلب من هستی، در امان خواهی بود و قلبم با حضورت همواره پابرجاست پ.ن۱: دلم خواست قالبو عوض کنم * * * * * * تو چشماي من چي بود كه تو رو عاشق خودش كرد؟ مرد كمي از قهوه را نوشيد.به برجستگي سينه ي زن نگاه كرد. و به گردن بند الماسي كه به دور گردنش بود. پشت به صندلي زد و گفت:عشق. زن دست او را در دست گرفت:تو يه مرد كاملي. مرد دست او را بوسيد.آن را به گونه ماليد و در همان حال به زني كه روبرويش اشسته بود، چشمك زد سهیل میرزایی پ.ن1:تقديم به چشماني كه عشق را معني مي كند. پ.ن2: خدا در حکمت مطلق اش دوزخ را در وسط بهشت پنهان کرده تا هميشه توجه کنيم...تا وقتي شعف مهرباني را تجربه کرديم ستون شقاوت را از ياد نبريم...... پ.ن3:خدايا،متشکرم که به من کمک کردي خدمت کنم به من بياموز که سزاوارش باشم به من نيرو بده تا بخشي از رسالت او باشم،با او دنيا را بپيمايم،دوباره زندگي مقدسم را تازه کنم کاري کن که تمام روزهاي ما مثل آن روزها باشند- از جايي به جاي ديگر برويم – با عشقمان دنيا را ويران کنيم،دردمندان را تسلي بخشيم و از عشق تو به همه مان سخن بگوييم...... آمين..... * * * * * * با خدا قهر ميکنم اما باز ميگم خدايا به اميد تو با خدا قهرم ميکنم اما باز ميگم اگه خدا بخواد با خدا قهر ميکنم اما باز ميگم خدايا شکرت با خدا قهر ميکنم اما باز............ يه هفته ست با خدا قهرم اما باز وقت دعا دستامو به طرفش بلند ميکنم بعدشم از شرم سرخ ميشم روم نميشه باهاش آشتي کنم بعد از اون همه بد و بيراه بعد از اون همه کفر نه آشتي نميکنم ميدونم اگه آشتي کنم باز ميخواد دعوامون بشه خيلي وقته که تنهام گذاشته ديگه نميبينتم..... اگه اون دعايي که کردم تا آخر ماه مستجاب بشه ميفهمم که منم خدايي دارم.... دعاي سختي که نيست خدا نه؟ فقط ازت خواستم مامانم 2 دقيقه به حرفاي من و پيشي جونم گوش بده اونوقت خودش تصميم بگيره که ما باهم بمونيم يا نه البته هرچند بگه نه باز ما باهميم اما بهتره راضي باشه..... امروز وقتي بهش گفتم ميخوام رابطه مونو کمتر کنم صداش لرزيد بغض گلوش و گرفته بود از خودم بدم اومد که اينقدر اذيتش ميکنم اونقد حالش بد شد که نتونست کار کنه زد بيرون کلي با هم حرف زديم اما..... دست خودم نبود اشکام ميريخت التماسم ميکرد از پيشش نرم گفت اگه برم خودشو ميکشه واي خدا تو بد مخمصه اي گير کرده بودم هق هق گريه هاشو ميشنيدم چشام قرمز شده بود اما مهم نبود مردم چه فکري ميکنن فقط اشک ميريختم .....فهميدم نميتونم بدون اون ادامه بدم تصميم گرفتيم بريم پيش مامان و باهش حرف بزنيم و اگه خدا بخواد....ديدي بازم گفتم اگه خدا بخواد....اي بابا..... پ.ن1:خسته شدم از هر چي آهنگ غمگينه اگه همه چي جور شد ميخوام فقط و فقط شاد گوش بدم پ.ن2:من که امسال روزه نگرفتم اما از شما که روزه دارين ميخوام برام دعا کنين نه تنها براي من بلکه براي همه....همه ي مردم جهان پ.ن3:و تکرار همون جمله ي هميشگي: دوستت دارم براي امروز فردا و هميشه حتي اگه مثل ديروز و امروز کنارم نباشي حتي اگه..... پ.ن4: آخيش خالي شدم پ.ن5:بازم مدرسه.... * * * * * * واي به حال من واي به حال من آخرم منو تنها گذاشت موقع رفتن يه کم دلهره داشت نه به خاطر جدايي از اين ميترسيد نکنه دير برسه پيش يار جديدش آخرم تيرشو تو چشماي من هدف گرفت آخرم زهرش توي رگهاي من جريان گرفت آخرم خارشو تو دستاي من فرو کرد آخرم داغشو روي دل من گذاشت و رفت آخرم حسرت يه روز خوش و تو زندگيم گذاشت و رفت آخرم با غريبه ديدمشو البته نه واسه اون واسه من غريبه بود واسه اون يار تازه بود..... از وقتي رفتي همه بهم ميگن چته؟ چرا همش کنج خونه اي ؟ چرا مثل اين ديوونه ها سردرگمي؟ نکنه معتاد شدي؟؟؟؟؟ اونا از حال و روزم بي خبرن نميدونن که تو رفتي و من اينجا در به درم همه ميگن اون تورو گذاشت و رفت همه ميگن خودمون ديديمش با چشامون همه ميگن تو و اون.... همه ميگن ديدنت با خود اون... اونا چرت و پرت ميگن بزار بگن. مهم اينه که من تو رو... خب منم ديدم تورو با خود اون. به همه دروغ ميگم به چشام دروغ ميگم به دلم دروغ ميگم به نفسام که عطر تو باهاش خو گرفته بود دروغ ميگم من الان به خودمم دروغ ميگم به گلاي باغچه مون گنجشک رو درختمون... راستي درخت يادت مياد؟ يادگاري نوشتي تا آخر عمرت باهام ميموني يادت مياد؟ وقتي رفت يه يادگار برام گذاشت عکس جديدش بود اما تو عکس تنها نبود اون با رقيب نشسته بود...راستش ميخواستم عکستون و از وسط نصف بکنم خيلي سخت بودش آخه دستت درست تو دستاش بود اگه ميخواستم ببرم دست توام باهاش ميرفت... راستش ميخواستم عکستون و از وسط نصف بکنم اما گفتم نکنه بفهمي ناراحت بشي دستم بشکنه يه وقت من از اين کارا بکنم قابش کردم روي طاقچه گذاشتمش... هر کي بهم ميگفت اون يکي کيه ميگفتم...چي ميگفتم... حرفي نداشتم بزنم... کاش کور ميشدم اون نامه رو نميديدم اون نامه اي که اون واست نوشته بود نه يک بار صد بار خوندمش يه وقت بهت بر نخوره ؟ اما بايد بگم، حرف دله، فکر ميکنم تو صحبتاش يه کم دروغ نوشته بود فک نکني بد بينما فک نکن از حسوديمه... راستشو بگم از حسوديمه... بگذريم چيه تعجب ميکني؟ آخه تو اين ترانه ديگه نفرينت نميکنم آخه من دوست دارم... ميدونم کار بديه ميدونم حرف چرتيه اما اگه يه روز ديگه 7 ماه ديگه يه سال ديگه اصلا هر چند وقت ديگه زبونم لال بشه گوش شيطون کر بشه يارتون گذاشتو رفت من هنوز منتظرم فک نکني کينه دارم خيال نکن ازت بدم مياد نه من هنوز منتظرم... من اصلا اون موقع که رفته بودين نامه اي نديدم نامه اي نخوندم عکسي که بهم دادي چه قشنگ بود من تو عکست به جز تو و اون روي ماه قشنگت که کسي و نديدم اصلا چرا واي به حال من اصلا چرا واي به حال من؟ من که ميدونم اون يه روزي از همين روزا بر ميگرده مياد پيشم الان که اينجا نيس درست، اما يادش که باهامه... همون يادشه که رفيق غصه ها و بي کسيامه همون يادشه که مونس بدبخيا و آوارگيامه...ولي باز من به همينم راضيم پس واي به حال من واي به حال من اکبر محمودي پ.ن۱:واقعا نگاه کردن به ماه در این شبها لذتی خاص و ناب به آدم میدهد... باورکنید و امشب امتحان کنید و ببینید که چقدر میتواند در دلتان جا باز کند طوری که به هیچ چیز جز او فکر نکنید.. پ.ن۲:دلم می خواست فکر کنم که عاشق شده ام، عاشق کسی که او را نمی شناسم، کسی که در طرحهای آینده من جایی نداشت در طول این ماهها تسلط بر نفس و رد کردن عشق، خیلی کوشش کردم، ولی نتیجه معکوس گرفتم. خود را به کسی سپردم که نگاه معکوس بمن داشت.(کتاب 11 دقیقه پائولوکوئیلو) * * * * * * من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر. پ.ن۱:به یک نفر مسلط به زبان آدمیزاد برای رفع پاره ای دلتنگیها نیازمندیم. پ.ن۲:دلتنگم * * *
بدش می خوای ببینی زنده هست؟
انگشتاتو باز کنی ....
فرار میکنه.
محکم بگیری....می میره.
دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست
دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست ![]()
به آن نازی كه در چشم تو پیداست ![]()
به لبخندی كه چون لبخند گلهاست ![]()
به رخسارت كه چون مهتاب زیباست ![]()
به گلهای بهار و عشق و هستی ![]()
به قرآنی كه او را می پرستی ![]()
قسم ای نازنین تا زنده هستم ![]()
تو را من دوست دارم....میپرستم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

یه روزی دست زمونه / تورو از من میگیره
وقتی تنهام با تو بودن / واسه من زندگیه
تورو دیدن تورو خواستن / رو کی از من میگیره
عشق من قلب این عاشق / با تو آروم میگیره
همه ناله های من / از اون نگاهت دوریه
تورو دیدن تورو خواستن / تورو هرجا میبینم
بی تو و عشق تو من / همیشه تنها می مونم
عشق من عاشقتم / تکرارهر شب عادته
همه حرفام بخدا / از عشق و از صداقته
با تو بودن توی دنیا / واسه من نهایته
عشق من بی کسیو شب / با تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت / نگات خون میگیره
با تو بودن توی دنیا / واسه من نهایته
تو گمون کردی بری / خاطرههاتم میمیره
روزای رفته برام / رنگ سیاهی میگیره
اگه صد بهارو پاییز / واسه تو گریه کنم
نمی تونم که تورو / همیشه از یاد ببرم
من همون عاشقتم / تا که چشام بارونیه
همه ناله های من / از اون نگاهت دوریه
تو رو دیدن توی دنیا / واسه من نهایته
عشق من بی کسیو شب / با تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت / نگات خون میگیره
با تو بودن توی دنیا / واسه من نهایته
عشـــــــق من ناز نکـــــن بغـــــــضمو پایون میگیره
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است
يا اله العاصين...
يا اله العاصين يا اله العاصين يا اله العاصين
ميدونم گناهکارم ميدونم بدم ميدونم يه آشغالم اما تو ببخش
به خدا دلم تيکه تيکه شده ديگه توان زندگي کردنو ندارم ديگه توان اين همه رنج و ندارم ديگه توان دوري از اونو ندارم
خدايا اي خداي بزرگ چرا من و نمياري پيشت چرا راحتم نميکني چشام از بس قرمز شدن وا نميشن اين چه زندگي ايه آخه چرا حتي يه هفته رو نميتونم با آرامش سپري کنم؟؟؟؟
امروز وقتي به چشاش نگاه ميکردم وقتي به اون چشاي آبي رنگ خوشگلش نگاه ميکردم اشکم ميريخت باورم نميشد که شايد اين آخرين باري باشه که ميبينمش آروم اشکامو پاک کرد و گفت گريه نکن دلم ميگيره و آروم آروم اشکاي خودشم ميريخت بي اونکه بدونه واسه چي دارم اشک ميريزم پيشونيم و بوسيد دستم و کذاشت رو قلبش گفت به همين قلبي که نصفه نيمه ميتپه قسمت ميدم از پيشم نرو چطور ميتونستم قسم بخورم وقتي.....گفت يالا ديگه قسم بخور سرمو انداختم پايين و گفتم دلم نميخواد برم بغلم کرد گفت ميدونم منم نميخوام از پيشم بري..... نه نميخوام برم نميخوام....
بگذر زمن اي آشنا چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو چون ديگران با سرگذشتم
هر عشقي ميميرد خاموشي ميگيرد عشق تو نميميرد
باور کن بعد از تو ديگري در قلبم جايت را نميگيرد

...... اه خدا از همه چي بدم مياد....
![]()
![]()

![]()
:::ادامه مطلب:::

در طول مدرسه کمتر ميرسم آپ کنم ![]()


من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را ازهزار فرسخ راه دور، در خشم، در مهرباني،
در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن
دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد
از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين
من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم
کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...
اندکی بغل می خواهم
ترجیحا عاشقانه




