پرنیان سرد
کودکی شده ام که دستش به طاقچه دلش نمی رسد.....
شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگينش شدم. هرکجا مي رفتم اونو مي ديدم. يکبار که از جلوي هم دراومديم نزديک بود به هم بخوريم صداشو نازک کرد و گفت: ببخشيد! پ.ن: پ.ن۲: خانومم گذاشتم برو ادامه مطلب بخون انا لله و انا الیه راجعون گشته است چشمان من از درد و غم دريا پدر من چه گويم بي تو از فردا و فرداها پدر تکبه گاهم بودي و تنها اميد و آرزوهايم پدر بي تو اين دنيا ندارد رنگ شاديها پدر خيلي وقته که ننوشتم با قلم و کاغذ بيگانه شدم ولي امروز چنان نيازي به نوشتن احساس ميکنم که هيچ چيز جز نوشتن تسکينم نميده. از دست دادن يه عزيز خيلي سخته مخصوصا اگه طرف پدرت باشه. هميشه فکر ميکردم دوسش نداره فکر ميکردم اگه خداي نکرده فوت کنه ناراحت نميشه ولي امروز وقتي اونجوري با بغض گفت بابام فوت کرد شوکه شدم دهنم قفل شد نتونستم چيزي بهش بگم يه نگا به آسمون انداخت و گفت بابام الان اون بالاهاست داره مارو نگاه ميکنه بهم نگاه کردو لبخند زد به زور لبخند زدم و گفتم آره.....خدا رحمتش کنه...... پ.ن1: جمعه 22 آبان 1388 پ.ن2:حالم گرفته شد..... پ.ن3: هيچ وقت از اومدن تولدم خوشحال نشدم ولي بازم ميگم: تولدم مبارک..... پ.ن4: سونيا جونم تولد توام مبارک...دوست دارم.... پ.ن۵:کیا جون تسلیت میگم غم آخرت باشه... برای تو مینویسم برای تو مینویسم از اعماق احساسم مینویسم تا بدانی تپش قلبم در سینه به خاطر توست برای تو مینویسم که بدانی تو بودی ان یگانه عشقی که در لابه لای خرابه های قلبم لانه کرد.و از انها گلستانی جاودانه ساخت.برای تو مینویسم تا بدانی دوریت برای من مثل دوری ماهی از اب است و دوری کبوتر از اسمان برای تو می نویسم دیگر از عشق وجودم با فریادی خاموش که در لابلای هیاهوی عشق گم شده.برای تو مینویسم ای عزیز دوست داشتنی ای بهترینم.ای همه زندگیم. دوستت دارم . یه پروانه را با دستات می گیری.
من تو رو ديروز هم دوست داشتم ، معني عشق رو فهميدم (شايد نفهميدم) .. چرا چشمهام ديدن خيال عشق تو رو !!! تو حتي غم هات رو ندادي به من .. زندگي برام شده يه كوله بار سنگين .. الان بايد مواظب اين رابطه باشم خارهاي غم رو از جلو پام برداري شايد عشق به همين مي گن كه هر لحظه بي قرارم .. شب و روز يادت با منه .. شب و روز منتظرم .. شايد تو در قسمت من نيستي .. چرا هر لحظه منتظرتم .. عشق فقط اقرار كردن به عاشقي نيست .. عشق بدونه هيچ حرفي بازم عشقه .. عشق ، قرباني شدن هم هست .. عشق براي همديگه ساكت بودنم هست .. معني عشق فقط رسيدن به عشق نيست .. عشق براي خوشي ديگري ، خوشي خود رو نابود كردن هم هست.. اينم يه نوع عشقه .. چي شد اگه در كنار هم نيستيم .. عشق بدونه با هم بودن بازم عشقه .. عشق من ناز نکن / بغضمو پایون میگیره پ.ن1: نميدونم چه حکمتي تو کاره که حتي بارونم ازم فرار ميکنه همون که ميرم زيرش بند مياد اونم نميخواد واسه من بباره..... پ.ن2: از همه چي بريدم ديگه هيچ کس و هيچ چيز برام اهميت نداره حتي خودم..... پ.ن3: آغاز سفر عشق این است: "کنار گذاشتن من و هیچ شدن". از این هیچ است که همه چیز زاده می شود. * * * دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است * * * * * * * * * * * * یه شب خوب تو آسمون، یه ستاره چشمک زنون، خندید و گفت: کنارتم، تا آخرش تا پای جون، ستاره ی قشنگی بود، آروم و ناز و مهربون، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون، ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون، حالا شبا به یاد اون، زل می زنم به آسمون، دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون، تو رفتی و از خودتم، نذاشتی حتی یه نشون.. پ.ن1: پروردگارا! به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند، گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غمم را نخوردند، لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند، محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند، عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند. پ.ن2: يه سرگيجه ي مبهم دارم مگه ميشه کسي که بهترين ساعات عمرت و با اون گذروندي کسي که تمام زندگيش بودي کسي که.... يه دروغگو باشه مگه ميشه؟؟؟؟؟ کاش همه ي اينا خواب باشه کاش واقعيت نداشته باشه پ.ن3: دو روزه سر درد دارم پ.ن4:دلم مرگ ميخواد * * * * * * Every night in my dreams I see you, I feel you, That is how I know you go on Far across the distance And spaces between us You have come to show you go on Near, far, wherever you are I believe that the heart does go on Once more you open the door And you're here in my heart And my heart will go on and on Love can touch us one time And last for a lifetime And never let go till we're one Love was when I loved you One true time I hold to In my life we'll always go on Near, far, wherever you are I believe that the heart does go on Once more you open the door And you're here in my heart And my heart will go on and on You're here, there's nothing I fear, And I know that my heart will go on We'll stay forever this way You are safe in my heart And my heart will go on and on قلبم پایدار خواهد ماند. ( سلین دیون 1998) هر شب در رؤیاهایم تو را می بینم و حست می کنم اینگونه می دانم پایدارهستی در فراسوی فاصلهء میان ما تو آمده ای تا نشان دهی که پایدار خواهی بود نزدیک یا دور، هر جا که باشی ایمان دارم که این قلب پایدار است یک بار دیگراین درچه را بگشا خواهی دید که در قلبم هستی، و با بودنت قلبم پابرجا خواهد ماند لطافت عشق تنها یک بار می تواند مارا لمس کند و تا همیشه ادامه یابد و این عشق هرگز تا لحظهء مرگمان رهایمان نخواهد کرد عشق لحظه ای معنا یافت که من به تو عشق ورزیدم زمانی ناب،همان لحظه ای که با همهء وجودم نگهش داشتم و با این عشق است که زندگی من همواره پایدار خواهد ماند نزدیک یا دور، هر جا که باشی یقین دارم که این قلب پایدار است یک بار دیگراین درچه را بگشا خواهی دید که در قلبم هستی، و با بودنت قلبم پابرجا خواهد ماند تو اینجایی و با حضورت در کنارم، از هیچ چیز نخواهم ترسید و می دانم که این قلب پایدار خواهد بود تا همیشه، این راه را ادامه خواهیم داد تا در قلب من هستی، در امان خواهی بود و قلبم با حضورت همواره پابرجاست پ.ن۱: دلم خواست قالبو عوض کنم * * * * * * تو چشماي من چي بود كه تو رو عاشق خودش كرد؟ مرد كمي از قهوه را نوشيد.به برجستگي سينه ي زن نگاه كرد. و به گردن بند الماسي كه به دور گردنش بود. پشت به صندلي زد و گفت:عشق. زن دست او را در دست گرفت:تو يه مرد كاملي. مرد دست او را بوسيد.آن را به گونه ماليد و در همان حال به زني كه روبرويش اشسته بود، چشمك زد سهیل میرزایی پ.ن1:تقديم به چشماني كه عشق را معني مي كند. پ.ن2: خدا در حکمت مطلق اش دوزخ را در وسط بهشت پنهان کرده تا هميشه توجه کنيم...تا وقتي شعف مهرباني را تجربه کرديم ستون شقاوت را از ياد نبريم...... پ.ن3:خدايا،متشکرم که به من کمک کردي خدمت کنم به من بياموز که سزاوارش باشم به من نيرو بده تا بخشي از رسالت او باشم،با او دنيا را بپيمايم،دوباره زندگي مقدسم را تازه کنم کاري کن که تمام روزهاي ما مثل آن روزها باشند- از جايي به جاي ديگر برويم – با عشقمان دنيا را ويران کنيم،دردمندان را تسلي بخشيم و از عشق تو به همه مان سخن بگوييم...... آمين..... * * *
من که ميدونم منظورش چي بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو ميخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقيقا مي دونم منظورش چيه. اون ميخواد زن من بشه!!!
بچه ها ميگفتن اسمش مريمه. از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم باهاش ازدواج کنم!
يکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرويس يه خانومي پشت سرم نشسته بود و با رفيقش مي گفتن و مي خنديدن. تازه به من گفت ببخشيد آقا ميشه شيشه پنجرتونو ببندين. من که ميدونم منظورش چي بود. اسمش رو ميدونستم اسمش نرگسه!
مثل روز معلوم بود که با اين خنده هاش ميخواد دل منو نرم کنه که بگيرمش. راستيتش منم از اون بدم نمياد. از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم!!
دوشنبه: امروز به محض اينکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مينا يکي از همکلاسيهام جزوه منو ازم خواست.من که ميدونم منظورش چي بود.حتما مينا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستيتش منم ازش بدم نمي آد. از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با مينا هم ازدواج کنم!!!
سه شنبه:امروز اصلا روز خوبي نبود. نه از مريم خبري بود نه از نرگس نه از مينا. فقط يکي ازم پرسيد آقا ببخشيد امور دانشجويي کجاست؟ من که ميدونستم منظورش چي بود. ولي تصميم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کيفش آبي بود احتمالا استقلاليه!
وقتي جريان رو به دوستم گفتم به من گفت: اي بابا ! بدبخت منظوري نداشته. ولي من ميدونم رفيقم به ارتباط بالاي من با دخترا حسوديش ميشه حالا به کوري چشم دوستم هم که شده هرجور شده با اين يکي هم ازدواج ميکنم!
چهارشنبه: امروز وقتي داشتم وارد سلف مي شدم يک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. يکي از دختراي اردو از من پرسيد ببخشسد آقا! دانشکده پرستاري کجاست؟ من که مي دونستم منظورش چيه! اما تو کار درستي خودم موندم که چطور اين دختر ساوجي هم منو شناخته و به من علاقه پيدا کرده. حيف اسمش رو نفهميدم. راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم هرطور شده پيداش کنم و باهاش ازدواج کنم!!! طفلکي گناه داره از عشق من پير ميشه!
پنج شنبه:يکي از دوستاي هم دانشکده ايم به نام احمد منو به تريا دعوت کرد. من که ميدونستم منظورش از اين نوشابه خريدن چيه. ميخواد که من بي خيال مينا بشم. راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم!
جمعه: امروز صبح در خواب شيريني بودم که داشتم خواب عروسي بزرگ خودم رو مي ديدم. عجب شکوه و عظمتي بود داشتم انگشتم رو توي کاسه عسل فرو ميکردم که... مادرم يکهو از خواب بيدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگيرم. وقتي تو صف نانوايي بودم دختر خانومي از من پرسيد ببخشيد آقا صف پنج تايي ها کدومه؟
من که ميدونم منظورش چي بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم!!!
راستش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون من از دختري که به نانوايي بياد زياد خوشم نمي آد!
شنبه: امروز صبح زود از خواب بيدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بيفتم که مادرم گفت: نمي خواد بري دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بيمارستان بگير. راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون مردم ميگن من مشکل رواني دارم!!!
وقتي به بيمارستان رسيدم از خانوم مسئول آزمايشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقيقه صبر کنيد. من که ميدونستم منظورش چي بود ...![]()
:::ادامه مطلب:::

براي خوشحال كردن يك زن ...
يك مرد فقط نياز دارد كه اين موارد باشد :
1. يك دوست
2. يك همدم
3. يك عاشق
4. يك برادر
5. يك پدر
6. يك استاد
7. يك سرآشپز
8. يك الكتريسين
9. يك نجار
10. يك لوله كش
11. يك مكانيك
12. يك متخصص چيدمان داخلي منزل
13. يك متخصص مد
14. يك متخصص علوم جنسي
15. يك متخصص بيماري هاي زنان
16. يك روانشناس
17. يك دافع آفات
18. يك روانپزشك
19. يك شفا دهنده
20. يك شنونده خوب
21. يك سازمان دهنده
22. يك پدر خوب
23. خيلي تميز
24. دلسوز
25. ورزشكار
26. گرم
27. مواظب
28. شجاع
29. باهوش
30. بانمك
31. خلاق
32. مهربان
33. قوي
34. فهميده
35. بردبار
36. محتاط
37. بلند همت
38. با استعداد
39. پر جرأت
40. مصمم
41. صادق
42. قابل اعتماد
43. پر حرارت
بدون فراموش كردن :
44. تعريف كردن مرتب از او
45. عشق ورزيدن به خريد
46. درستكار بودن
47. بسيار پولدار بودن
48. تنش ايجاد نكردن براي او
49. نگاه نكردن به بقيه دختران
و در همان حال، شما بايد :
50. توجه زيادي به او بكنيد، و انتظار كمتري براي خود داشته باشيد
51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش
52. اجازه رفتن به مكانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او كجا مي رود .
بسيار مهم است :
53. هيچگاه فراموش نكنيد :
* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهايي كه او مي گذارد 
چگونه يك مرد را خوشحال كنيم :
1. تنهاش بذاريد !
![]()

بدش می خوای ببینی زنده هست؟
انگشتاتو باز کنی ....
فرار میکنه.
محکم بگیری....می میره.
دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست
دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست ![]()
به آن نازی كه در چشم تو پیداست ![]()
به لبخندی كه چون لبخند گلهاست ![]()
به رخسارت كه چون مهتاب زیباست ![]()
به گلهای بهار و عشق و هستی ![]()
به قرآنی كه او را می پرستی ![]()
قسم ای نازنین تا زنده هستم ![]()
تو را من دوست دارم....میپرستم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

یه روزی دست زمونه / تورو از من میگیره
وقتی تنهام با تو بودن / واسه من زندگیه
تورو دیدن تورو خواستن / رو کی از من میگیره
عشق من قلب این عاشق / با تو آروم میگیره
همه ناله های من / از اون نگاهت دوریه
تورو دیدن تورو خواستن / تورو هرجا میبینم
بی تو و عشق تو من / همیشه تنها می مونم
عشق من عاشقتم / تکرارهر شب عادته
همه حرفام بخدا / از عشق و از صداقته
با تو بودن توی دنیا / واسه من نهایته
عشق من بی کسیو شب / با تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت / نگات خون میگیره
با تو بودن توی دنیا / واسه من نهایته
تو گمون کردی بری / خاطرههاتم میمیره
روزای رفته برام / رنگ سیاهی میگیره
اگه صد بهارو پاییز / واسه تو گریه کنم
نمی تونم که تورو / همیشه از یاد ببرم
من همون عاشقتم / تا که چشام بارونیه
همه ناله های من / از اون نگاهت دوریه
تو رو دیدن توی دنیا / واسه من نهایته
عشق من بی کسیو شب / با تو پایون میگیره
همه رگهام از حرارت / نگات خون میگیره
با تو بودن توی دنیا / واسه من نهایته
عشـــــــق من ناز نکـــــن بغـــــــضمو پایون میگیره
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است
يا اله العاصين...
يا اله العاصين يا اله العاصين يا اله العاصين
ميدونم گناهکارم ميدونم بدم ميدونم يه آشغالم اما تو ببخش
به خدا دلم تيکه تيکه شده ديگه توان زندگي کردنو ندارم ديگه توان اين همه رنج و ندارم ديگه توان دوري از اونو ندارم
خدايا اي خداي بزرگ چرا من و نمياري پيشت چرا راحتم نميکني چشام از بس قرمز شدن وا نميشن اين چه زندگي ايه آخه چرا حتي يه هفته رو نميتونم با آرامش سپري کنم؟؟؟؟
بگذر زمن اي آشنا چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو چون ديگران با سرگذشتم
هر عشقي ميميرد خاموشي ميگيرد عشق تو نميميرد
باور کن بعد از تو ديگري در قلبم جايت را نميگيرد

...... اه خدا از همه چي بدم مياد....
![]()
![]()

![]()
:::ادامه مطلب:::




