|
من کجای زندگیتم؟؟؟؟ |
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 25 دی1390ساعت 20:32 توسط سارا
|
واسه همیشه .... دلم واسه همه تنگ میشه واسه عشقم هرکی خواست میتونه بیاد محدودیتی از نظر مهمون نداریم دنگیه... + دی یه کوشولو فروردینم یه کوشولوی دیه به جمعمون اضافه میشه
+چطوری میشه از شر موخوره خلاص شد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! +یه مزاحم دارم قاطیه این دفعه اس داده میگه یه بار دیگه بیرون ببینمت خیلی برات بد میشه منتظرم باش
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود هم میرسانیم.... نمیدانم آنسو برای تو تکه چوبی هست؟ من اینجا جنگلی را برای تو به آتش کشیده ام
+
نوشته شده در جمعه 25 شهریور1390ساعت 15:37 توسط سارا
|
همه دنیام شده دیوار پر دیوارای سنگی
نمیکشن منو دردا همین دردای دلتنگی صبوریای دل با من به من برگشتنت تا تو چقدر دوری ازم عشقم چقدر راهه ازم تا تو رهام کن از هجوم درد از این تنهایی هرزه به دلتنگی من برگرد به دنیایی که بی مرزه کشندست زهر تنهایی که من هر لحظه می نوشم همین لحظه منو دریاب بیا برگرد به آغوشم بدون تو یه آوارم اسیر صد تا دیوارم تا وقتیکه نفس باشه به داشتنت امیدوارم پرم از حس دلتنگی از اشک و گریه بسیارم از هرچی بین ماست خستم از این دیوارا بیزارم ولی بازم یه دیوونم تویی عشقم همه جونم تا روز مرگ من جز تو به هیچکس دل نمیسپارم اگه حتی به من عشقی نداشته باشی ممنونم تا روز مرگ من با عشق تا پای جون دوست دارم.... * شاید بشه گفت خستم.....خسته از همه چی... *این آهنگ و دوس دالم زیادتا *خیلی دلم گرفته....از همه....حتی توووووووووووووووو
+
نوشته شده در شنبه 22 مرداد1390ساعت 13:44 توسط سارا
ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زير باران پوسيد آدم که نکشته بود . عاشق شده بود
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 مرداد1390ساعت 15:31 توسط سارا
|
نمیتونم واسه کسی نظر بذارم
کنکور تمومیدددددددددددددد عزیزم تفلدت مبارررررررررررررک
+
نوشته شده در دوشنبه 20 تیر1390ساعت 20:30 توسط سارا
گفته بودی که چرا محو تماشای منی.... آنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی.... مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود.... ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی....
تو را به جای همه کسانی که که نشناخته ام دوست می دارم.
مهربونم:
این حرفا از ته ته دل کوچیکم بود برای تو
+
نوشته شده در جمعه 6 خرداد1390ساعت 22:54 توسط سارا
|
گفتم به دیدار خودم هم بروم!
خوبی خود من؟ گر زحالت خبرم نیست ببخش! آنقدر غرق دنیا شده ام که تورا یادم نیست.... راستی خود من نامت چیست؟!!
+
نوشته شده در جمعه 6 خرداد1390ساعت 22:52 توسط سارا
با تو هستم ای قلم!
............................................. ........................................................... ........................... ...............................!....................................... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه 8 اردیبهشت1390ساعت 22:37 توسط سارا
|
اخه چه طور دلم بیاد چشماتو گریون ببینم؟؟
میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت میشینم... میرم ولی گریه نکن!نزار از عشقت بمیرم.... شاید تو اوج بی کسی با عکست اروم بگیرم... میرم ولی اینو بدون یکی خیلی دوست داره... یکی که از دوری تو سر به بیابون میذاره....
پ.ن: تشنه ی چشماتم منو سیرابم کن..... ....: دیر دیر میام....دیگه حوصله اینجارو ندارم پ.ن: سال نوتون مبارک ....: آقا یا خانومه بی ادب مثل خودم
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت 18:8 توسط سارا
|
يه اتاق 3 در 4 کوچيک......
يه چار ديواري تنگ و تاريک.....
يه جاي خلوت....
بدون هيچ نوري....
ميخوام تا....
نفس بکشم....
+
نوشته شده در جمعه 1 بهمن1389ساعت 20:7 توسط سارا
|